پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
جعبه ای دیگر از ابراهیم ملاپر
نوشته شده در جمعه 08 دی 1391
بازدید : 1710
نویسنده : abrishamkohan

شماره تلفن سازنده (بهنام ملاپور)جهت سفارش 09117201626




گذر
نوشته شده در شنبه 02 دی 1391
بازدید : 1256
نویسنده : abrishamkohan




سامان و غاز
نوشته شده در شنبه 02 دی 1391
بازدید : 1400
نویسنده : abrishamkohan




ادم برفی
نوشته شده در سه‌شنبه 28 آذر 1391
بازدید : 1298
نویسنده : abrishamkohan

اینم برای احساس این روزهای برفی زدم هرچند اینجا هنوز برف نباریده

اما دانه های برفی را که قلبم را سفید میکند میبینم

 




آماندا
نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1391
بازدید : 1294
نویسنده : abrishamkohan




وارتان
نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1391
بازدید : 1623
نویسنده : abrishamkohan

 

 ـ "وارتان"! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير
.
دست از گمان بدار
!
با مرگ نحس پنجه ميفکن
!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار
. . . »
"وارتان" سخن نگفت
.
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
. . .

«
ـ "وارتان"! سخن بگو!
مرغ سکوت، جوجۀ
مرگي فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته است


"وارتان" سخن نگفت
.
چو خورشيد
از تيرگي بر
آمد و در خون نشست و رفت. . .

"وارتان" سخن نگفت
"وارتان" ستاره بود
يک دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت
. . .

"وارتان" سخن نگفت
"وارتان" بنفشه بود
گل داد و
مژده داد
: «زمستان شکست!» و
رفت
. . .

 




مهر اصالت یونسکو
نوشته شده در پنج‌شنبه 09 آذر 1391
بازدید : 1704
نویسنده : abrishamkohan

جعبه جواهرات مشبک و معرق اثر ابراهیم( بهنام) ملاپور موفق به دریافت مهر اصالت یونسکو شد.

ابراهیم ملاپور هنرمند معرق کاری که توانایهای زیادی در این زمینه دارد دو اثر عالی دیگر که در زیر تصاویر آن را مشاهده میکنید دارد که هر کدام از آثار زیبای مشبک و معرق  به حساب می آیند.




آی
نوشته شده در پنج‌شنبه 25 آبان 1391
بازدید : 1572
نویسنده : abrishamkohan

من آواز سروده های خویش را در شب گریسته ام

ودر ماتم دانشجویی که راهش

را به بیراهه رفت

وسرزمینی که در بن بست ایمان ناامن خویش بر باد می رفت

من آغاز گریستنم را در چادرهای آنان

                                                    که در زیر

                                                                     برف و سرمای زمستان میلرزاند

ومن در آوایی که نجوا نمیشد  هرگز     هرگز  نجوا نشد

در این شب و در تاریکی این تاریک

از فراز تاریخ       با چشمهایی بسته و گرفته و خسته   

در مه آلود راهی  بی پایان  تورا

تورا صدا میزنم

آی ...........




شبانه
نوشته شده در پنج‌شنبه 25 آبان 1391
بازدید : 1340
نویسنده : abrishamkohan

شبانه

مردی چنگ در آسمان افکند،
هنگامی که خون‌اش فرياد و
دهان‌اش بسته بود.

خِنجی خونين
بر چهره‌یِ ناباورِ آبی!ــ

عاشقان
چنين‌اند.

کنارِ شب
خيمه برافراز،
اما چون ماه برآيد
 

شمشير
  از نيام
    برآر

و در کنارت
بگذار.




post
نوشته شده در یکشنبه 07 آبان 1391
بازدید : 1187
نویسنده : abrishamkohan

از ماهیا ن کوچک این جویبار

هر گز نهنگ زاده نخواهد شد.



من خُردی عظیم خود را می دانم

و می پذیرم .

اما

وقتی پنجه فتادن ریگی

خون هزار ساله ی مردابی را می آشوبد،


این مشت خشم

بر جدار دلم

بی گمان

بیهوده نیست که می کوبد .

اسماعیل خویی




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران