پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
مولانا -
نوشته شده در
بازدید : 957
نویسنده : اسماعیل جباری

 

آینه دل چون شود صافی و پاک

نقشها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را

فرش دولت را و هم فرّاش را






بازدید : 936
نویسنده : اسماعیل جباری
  | چاپ |
اسامی 35 فیلم کوتاه، نیمه بلند و بلند ایرانی شرکت کننده بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اعلام شد.
به گزارش ستاد خبری بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، اسامی فیلم‌های کوتاه، نیمه بلند و بلند ایرانی شرکت کننده در جشنواره امسال اعلام شد و بر این اساس، 31 فیلم کوتاه و نیمه بلند پویانمایی و 4 فیلم بلند پویانمایی در جشنواره بیست و هفتم به شرح زیر به نمایش درخواهد آمد:


*آثار کوتاه و نیمه‌بلند پویانمایی
اجل معلق (شیوا ممتحن)، ایستگاه (ناهید صمدی امین)، آلزایمر (علیرضا هاشم‌پور)، بازی تمام شد (سیدمحسن پورمحسنی شکیب)، ببین من چه خوب می‌گم! (حمیدرضا بیات)، بچه گربه (شیوا صادق اسدی)، برادر کشی (کژال ملک‌زاده)، بزوک در حرکت (آزاد صفارزادگان)، بیداری (سیدحسن سلطانی)، جامانده (الهام سپهرجو)، جهنم دره (گلرخ الوان دارستانی)، چرا مگس را نباید کشت (فرهاد علیزاده)، حکایت کلاه غیبی (فاطمه جعفری)، خانم گل میخکی (سارا طبیب‌زاده)، خانه‌ای برای پروانه‌ها (منصور حیدری)، در برابر باد می‌ایستیم (سید حسن سلطانی)،  رقص قاصدک‌ها (وحید شاکری)، رویای من (محمد سلطان‌پور)، سکو (سلمان خورشیدی و امیر محمدزاده)، سلطان و آهو (پروین تجوید)، جان و باران (نجمه نامجو)، گار (علیرضا مهاجر)، گدا (محمدرضا غلامی)، گل سرخ (علیرضا آزادار ملکی)، ماه من (کیانوش عابدی)، مثل یک رویا (ملائکه فرهنگ ادیب)، مداد رنگی (سالار پویان و میلاد کریمی)، مرد پروانه‌ای (امیر مهران)، مورچه و کاموا (بهنام برنجی)، نه خانی اومده نه خانی رفته (اسماعیل جباری) و همسایه‌ها (حسن توکلی)

*آثار بلند پویانمایی

انار بانو (مسعود حاجی بابایی)، بهشت شداد (بهزاد مظاهری و علی ذکوی)، داستان زال (شادروان اسفندیار احمدیه) و قصه‌های بهجو (سلمان باهنر)
از بین این فیلم‌ها، اناربانو، بهشت شداد و قصه‌های بهجو در بخش مسابقه بین‌الملل و داستان زال در خارج از مسابقه شرکت می‌کنند.
بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان با گرامی‌داشت نام پیامبر اکرم (ص) پدر آسمانی کودکان دنیا از پانزدهم تا نوزدهم مهرماه در اصفهان برگزار خواهد شد.





بازدید : 1059
نویسنده : اسماعیل جباری

از روی مروت ودادگری به روان راستی سوگند یاد می کنیم:

بفرمان نهاد

ازروی پاکی وپاکدلی ، از روی مروت ورادمردی ، از روی وفا ومردمی وسرانجام بفرمان خون وسرشت انسانی وناموس های ازلی که درچشم انداز تاریخ ماهمه جا پیشتاز وجان پناه انسانیت بوده وهست ، منشا اثر نیک وپدید آرنده تواناترین نیک برتر که بازتاب کننده هستی هاست سرافرازگردم . من با ژرف اندیشی ودوربینی جویان این هنرم. هنری بزرگ بادانشی سامانگر، باشناخت نیک های درونی خویش یعنی هنر خویش شناسی ، هنرخود یاری وهنر انسان سازی ، هنرساختن ساختمان بدنی وآفریدن هماهنگ های راستین از دروازه اندیشه که پیوسته به جهان معنی وهستی ناشناخته می ریزد. من به دریافتن گیتک به کلید ارزنده خود شناسی دست می یابم، ازسپهرستان های ایمان، آزمایش ، دانش ، خرد ، هنر ومهرمی گذرم تا به دروازه های خود یعنی وراء اندیشه ها درآیم. درسکوتم ... ره یافته سفری به درون خود می کنم .

به فرمان ازلی ، مویه وزاری را ننگ می دارم ، تملق نمی گویم ، فریاد ننگ آمیز فریب خوردگان را نمی شنوم . حق ناشناسان وپیمان شکنان را پاده افره سخت می دهم .

ازدروغ ، ناسپاسی ونیرنگ بیزارم . خواب آلودگی راگناه می شناسم . بدون تلاش ونبرد جاودانه حق هیچگونه درخواستی ازخدا ندارم. می جویم تازندگانی یابم. بیدارم ،هوشیارم، خسته نمی شوم ، می کوشم تاهمچون فرهنگ درخشان و دیرینه خود روان مردم گیتی را به نیروی راستی ومنش پاک توانا سازم تا آشتی پدید آورم. دروغ را زشت ترین گناه می دانم . هیچ نشانه ای به خود کم بینی وکهتری نمی بینم . خود فریبی را آفریدگار دروغ ودروغ را آئینه سرتاپانمای ناپاکی می دانم. دلهره ندارم . هرنکته که ازدیدگاه وآماج اندیشه هاست به دل می سپارم وباسروش نهان خودکنکاش می کنم. خود پسندی راکنارمی نهم،کلیدسرافرازی خویش رادرژرف انسانیت می جویم . دوگانه نیستم، آشنا به فلسفه ي  کار وکوششم . راست می گویم  ولو بیم جان باشد. دروغ نمی گویم ولو امید نان باشد. می کوشم تاهرگونه بدی وزشتی را ازخود دور سازم . به راز هستی بخش آگاهم . به اورنگ اپرای فرهنگ یعنی من ، خاک، خون ، خط، تاریخ ، کیش، مذهب ، فلسفه ، هنر، شعرویگانه بینی را راز سرافرازی می دانم . مهررا نخستین پدیده دروازه هستی وهمزاد هم آهنگی می دانم واز پرتگاه تعصب های بی پایه گریزانم . با آرمان انسانیت ، سربلند وپرشکوه زندگی می کنم وغرور آمیز زندگی را بدرود می گویم . به هر واژه ای که از زبان جاری گشت ارج می نهم . جان وروانم راازبندهای جانوری رسته وسر در کمند اندیشه می نهم .

از بلای خانمان سوز پدیده های رشک مانند: خود خواهی ، چشم وهم چشمی ، ناتوانی ، نابخردی ، دشمنی واز هرگونه کاستی در فروز های نیک دوری می جویم . در میدان ربایش خواسته ها در تلاش وکوششم .  پوشاک ساده می پوشم ، تندرستی رادر جان وروان می جویم  به چاپلوسی وپستی روی نمی آورم. آزادی وآزادگی را به جان می خرم. غم نامه های شوم وتبعیض ازهرگونه را باآرمان های بی مایه به سوی عدم می فرستم. سرآنکس را که خاکمال گدایی شدلگدکوب می کنم . در پیکار زندگی روئین تنم. گناهکاران گذشته رانفرین می کنم . ناهماهنگی گفتار بااندیشه راریشه مردم فریبی وآبشخور ناپاکی می دانم . پایداری و وفاداری در دوستی رافروزه های بایسته می دانم .  من براستی و درستی در خود فرو رفتم ،به جهان معنی ومفهوم این چند فرازمان در آرنگ پرشکوه وسازنده وخرمن دانش وبینش با آهنگی منش با آفرینش ازتابش اندیشه ی توانای انسانیت کامروا شدم .

سپاس ترا  ای پیر سخن ، آهنگ جاوید پیروزی را سرود کن ...

در اندیشه ام ... توآ






کیستی تو
نوشته شده در
بازدید : 908
نویسنده : اسماعیل جباری

کیستی که من
این‌گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می‌گویم
کلید خانه‌ام را
در دستت می‌گذارم
نان شادی‌هایم را
با تو قسمت می‌کنم
به کنارت می‌نشینم و
بر زانوی تو
این‌چنین آرام
به خواب می‌روم؟
. . .
. . .
کیستی که من
این‌گونه 
به جد
در دیار رویاهای خویش
با تو درنگ می‌کنم؟

احمد شاملو






دیدار مولانا و شمس
نوشته شده در
بازدید : 967
نویسنده : اسماعیل جباری
شمس:

 هر زمان نوعی شود دنیا و ما

بی خبر از نو شدن اندر بقا

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است

مصطفی فرمود دنیا ساعتیست

آزمودم مرگ من در زندگیست

چون رهی زین زندگی پایندگیست

مولانا:کیستی تو؟

شمس:کیستی تو؟

مولانا:قطره ای از باده های آسمان

شمس:این جهان زندان و ما زندانیان

حفره کن زندان و خود را وارهان

آدمی مخفیست در زیر زبان

این زبان پرده است بر درگاه جان

مولانا:کیستی تو؟

شمس:تیر پران بین و ناپیدا کمان

جانها پیدا و پنهان جان جان

مولانا: کیستی تو؟

شمس:رهنمایم همرهت باشم رفیق

من قلاووزم در این راه دقیق

مولانا:کیستی تو همدلی کن ای رفیق

شمس:در عشق سلیمانی من همدم مرغانم

هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم

هر کو که پری خوتر در شیشه کنم زو طرح

برخوانم و افسونش حراقه بلرزاند

مولانا:کیستم من کیستم من چیستم من؟

شمس:تا نگردی پاکدل چون جبرییل

گرچه گنجی درنگنجی در جهان

رخت بربند و برس در کاروان

آدمی چون کشتی است و بادبان

تا کی آرد باد را آن بادران

مولانا:هیچ نندیشم به جز دلخواه تو

شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم زان نرگس جادوی تو . . .

.






بازدید : 1135
نویسنده : اسماعیل جباری

 

 
به نام خدا
آموزش فیلم نامه نویسی انیمیشن طنز:
منظور از طنز همان چیزی است که موجب خنده می شود این خنده باعث جذاب تر شدن کار و کمدی شدن آن می شود انیمشنی که هیچ نوع طنزی در آن نباشد بیشتر به یک فیلم جدی شباهت دارد و همچنین فیلمی که در آن طنز زیادی به کار برده شده باشد شباهت زیادی به انیمیشن دارد.
قبل از هرچیز این سوال پیش می آید که ما چرا می خندیم و چه چیز در صحنه های خنده دار وجود دارد که ما را وادار به خنداندن می کند
جواب در تناقض منطق است ما به هر چیزی که بیش از حد غیر منطقی و عقلانی باشد می خندیم البته اگر اغراق به حد کافی نباشد نمی توان به آن طنز گفت
مثلا در یک فیلم پلیسی اگر کاراگاه بگوید که این مظنون در ساعت چهار در جلوی پارک بود ولی در همان ساعت گزارش قتل او داده شد گرچه به نظر غیر منطقی می آید ولی در حقیقت جنبه ای معما گونه دارد و به اندازه ی کافی غیر منطقی نیست.
ولی در انیمشن ( امپراطور کوسکو )
کوسکو : شما چطور قبل از ما رسیدید اینجا؟
ایزما : اه ......کرانک ما چطور رسیدیم اینجا؟
کرانک : خودمم درست نمی دونم هر جور حساب کنی نمیشه.
این جملات خصوصا اگر با تصاویر آن ذکر شوند خنده دارند به خصوص که خود کاراکتر به غیر منطقی بودن آن اشاره می کند.
پس حال می دانیم که در نگاه دوم به کار های طنز باید چه چیز را مورد بررسی قرار دهیم حال به بررسی این قسمت می پردازیم
طنز به چند گروه تقسیم می شود
طنز نوشتاری و دیالوگی : در این نوع طنز دیالوگ ها و جملات غیر منطقی نقش تعیین کننده در طنز را ایفا می کنند نمونه های این نوع طنز را می توان در فیلم ها انیمشن ها داستان ها و روزنامه ها پیدا کرد.
طنز صحنه ای : در این نوع طنز صحنه ها به طور شگرفی غیر منطقی اند به گونه ای هستند که تناقض عحیبی در آن ها دیده می شود که موجب خنده می شود این نوع طنز به شدت دشوار بوده در ایران این نوع طنز کمتر دیده می شود و عموما تمام طنز ها به صورت دیالوگی هستند هر چند در انیمیشن های خارجی هم این امر به صورت کندی دنبال می شود که شاید این امر به علت پیچیدگی های دشوار صحنه های طنز باشد.
در این سبک عموما هر حرکت و واکنش مترادفی لغوی دارد که موجب خنده می شود.
طنز از نظر نوع ایجاد به چند دسته تقسیم می شود
طنز عمومی : همواره ایده های نو و نظرهای جالب وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرد هر نوع طنز جدیدی که نتوانیم در سبک های دیگر بگنجانیم در این سبک قرار می گیرند بر عکس سبک های عمومی دیگر بخش ها اکثر طنز ها در این قسمت جا می گیرند.
مانند صحنه از ( امپراطور کوسکو ) که به ایزما سند و مدرکی از وجود دایناسورها به علت کهولت سن او می گوید.
کلیشه ای : برخی از طنزها هر چه قدر هم که مورد استفاده قرار گیرند خسته کننده نیستند.
مانند سکوت جمع در جایی که باید تشویق کنند و آمدن صدای جیرجیرک.
به این نوع طنزها کلیشه ای می گویند یعنی به طور مکرر در فیلم های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند.
اغراقی : بزرگ نشان دادن مواردی که تا آن حد بزرگ نیستند باعث خنده می شود البته این امر باید به گونه ای باشد که اغراق قابل درک باشد به طور مثال در فیلم ( ارباب حلقه ها 1 ) شما از دیدن مجسمه های سنگی بزرگ نمی خندیدید چون در مورد آن ها در فیلم اغراق نشده اما به عظمت تابلوهای شهردار در فیلم ( هورتون ) و یا زیادی پله های کاخ جین در ( پاندای کونگ فو کار ) می توانید بخندید.
تاکیدی : اگر بتوانید از این نوع استفاده کنید خندار ترین نوع است در این نوع دقیقا همان تاکید غیر منطقی بودن صحنه به زبان آورده می شود البته اغراق باید به حد کافی ملموس باشد مثلا اگر در یک کارتون در پای تخته نوشته شود 2+2=5 قابل خنده نیست بلکه قابل تمسخر است ولی اگر چندین معادله و نظریه و... در پشت هم توسط یک استاد نوشته شود که در نهایت به این مظمون برسد این صحنه خنده دار است.
بازیافتی: این نوع را می توان پر کاربرد ترین نوع دانست گاهی اوقات ایجاد ایده های نو و جدید دشوار است برای همین از بازیافت استفاده می کنیدبه این مغنی که چند نکته ی ریز را در طنز قدیمی جابه جا می کنید جای چند کاراکتر را عوض می کنید و در نهایت به طنز جدیدی می رسیم که تنها شبیه طنز قدیمی است.
مثلا در انیمیشن کوتاه ( ماشین مایکی ) مایکی وارد ماشین می شود و به قصد دنده عقب ماشین را روشن می کند ولی ماشین با سرعت به سمت جلو می رود و تصادف می کند در صورتی که به طور کلیشه ای همه به قصد جلو رفتن گاز می دهند و به ماشین عقبی می زنند.
کلیشه ای بازیافتی : این نوع را هم می توان از پرکاربردترین ها دانست ولی مرز باریکی بین بازیافتی و کلیشه ای بازیافتی وجود دارد در بازیافت طنز یک طنز به طنز دیگر تبدیل می شود ولی در کلیشه ای بازیافتی موارد کلیشه ای سینما و انیمشن که جدی و اسطوره ای هستندهم به صورت طنز در می آیند.
فیلم (کونگ پو ) جز بهترین مثال ها برای این موارد است اگر فیلم های رزمی قدیمی مانند ( شمشیر زن یک دست ) و یا (پر طاووس ) نگاه کرده باشید متوجه نکات مشترکی می شود در این فیلم این نکات به سخره گرفته می شوند مثلا در یکی از صحنه های فیلم دوربین آنقدر روی قهرمان و طرف مقابل زوم و بک زوم می کند که صحنه ماهیت طنز به خود می گیرد.
و یا در صحنه ای دیگر قهرمان آنقدر قودا می گوید که از حال می رود.
مثلا در فیلم ( امپراطور کوسکو ) در صحنه ای که کرانک ما بین نجات کوسکو و انجام ماموریتش گیر کرده فرشته های خوبی و بدی ظاهر می شوند.
فرشته ی خوبی : تو که نمی خوای بزاری اون بمیره؟
فرشته ی بدی : به حرفای او گوش نکن اون می خواد تو رو به راه راست هدایت کنه ولی برعکس من می خوام گمراهت کنم
فرشته ی خوبی : ساکت شو
فرشته ی بدی : تو ساکت شو
فرشته ی خوبی : تو
فرشته ی بدی :تو
فرشته ی خوبی : تو
فرشته ی بدی :هزار تا تو
فرشته ی خوبی : ایییییه
فرشته ی بدی :خوب گوش کن ببین چی می گم من سه تا دلیل موسق دارم که تو نباید به حرف اون گوش بدی
یک او یه آلت موسیقی مسخره داره
فرشته ی خوبی : این یه چنگه و ما قبلا راجب این موضوع صحبت کردیم
فرشته ی بدی : خیله خوب اون یک چنگه اونم یه تی شرته
فرشته ی خوبی : ردا
فرشته ی بدی : خوب بیبین من می تونم بالانس برم
کرانک : اه این چه ربطی به موضوع داره
فرشته ی خوبی : نه نه اشتباه نکن ربط داره
که در اینجا این موضوع اسطوره ای که هر کس یک فرشته ی خوبی و یک فرشته ی بدی دارد به طنز تبدیل شده است
از این دو نوع طنز می توان در کنار هم استفاده کرد مثلا یک بار یک مورد کلیشه ای به یک طنز تبدیل می شود و بار دیگر این طنز به طنزی دیگر تبدیل می شود
طنز موسیقی : در این نوع عموما موسیقی نقش کمدی را دارد هر چند می تواند به صورت مکمل هم قرار گیرد مثلا برای کاری کوچک موسیقی حماسی زده می شود و یا در صحنه ای حساس هم زمان با خراب شدن صحنه موسیقی به سبک گرامافونی می ایستد.
در پایان باید بگویم که طنز اساسی ترین عنصر انیمشن است و بدون آن کار شما خشک و بسیار شبیه به فیلم خواهد بود هر چه طنز موجود در کار شما بیشتر باشد ارزش آن بیشتر خواهد بود مخاطبان هم انیمشنی را که پر از طنز های جالب باشد دوست دارند
اما همه ی مخاطبان همه ی طنز ها را درک نمی کنند و ممکن است به بعضی طنز ها نخندند چون منطق نقض شده ی این طنز ها را نمی فهمند شما به این مسائل فکر نکنید و به کار خود ادامه دهید حتی اگر چند نفر هم به این طنز بخنندند شما به هدف خود رسیده اید
همواره کارهای طنز مختلف از روزنامه و مجله گرفته تا فیلم و انیمشن و به خصوص انیشمیشن های کوتاه و بی کلام را مورد بررسی قرار دهید یک بار به آن ها بخندید و بار دیگر به عامل خنده توجه کنید.
منبع/IranianAnimation.com





طرح ایده
نوشته شده در
بازدید : 840
نویسنده : اسماعیل جباری

 

طرح یک ایده، با توجه به ماهیت ذهنی آن، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن، باید به بسیاری از این محدودیتها مثل قوانینی فیزیکی، حقوقی و ... توجه کرد. طرح ایده‌های نو، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد. این مطلب از کتاب داستان رابرت مک کی ترجمه محمد گذر آبادی چنین است که عناصر در داستان شامل واژه‌شناسی، ساختار، حادثه، صحنه، لحضه، سکانس، پرده، داستان، مثلث داستان، شاه پیرنگ، خرده پیرنگ، ضد پیرنگ، تفاوتهای صوری در درون مثلث داستان، پایانه‌های بسته در برابر پایانه‌های باز، کشمکش بیرونی در برابرکشمکش درونی، قهرمان منفرد در برابر تعدد قهرمان منفعل، زبان خطی در برابر غیر خطی، علیت در برابر تصادف، واقعیت پایداردر برابر واقعیت نا پایدار، تغییر دربرابر ایستائی، سیاست طرحی داستان، وبلاخره نویسنده باید بر فرم کلاسیک تسلط داشته باشد وبه چیزی که می نویسد ایمان داشته باشد واین کلید حل معمای طرح یا ایده می‌باشد .






تيغ اره مويي
نوشته شده در
بازدید : 1184
نویسنده : اسماعیل جباری

به سه مدل از نظر فرم دندانه تقسيم مي شود :

1ـ فلز بر : كه داراي دندانه هاي ريز و پشت سرهم مي باشد عموماً براي برش فلزات مانند مس و برنج بكار مي رود در معرق چوب براي برش صدف ـ خاتم ... و گاهي برش هاي ظريف مو مورد استفاده قرار مي گيرد.  

 

2ـ چوب بر : به آن تيغ اره مويي پا ملخي هم گفته مي شود و دندانه هاي آن به صورت زوج مي باشد. عموماً‌ براي برش چوب ها ـ صدف مصنوعي ـ فيبر مصنوعي مورد استفاده قرار مي گيرد.

3ـ گردبر : در دو نوع وجود دارد :

حالت اول : يك تيغ اره مويي فلز بر است كه تابيده به دور خود مي باشد. 

حالت دوم : يك تيغ اره مويي است كه دورتادور آن حالت الماسي دارد






كمان اره مويي
نوشته شده در
بازدید : 1043
نویسنده : اسماعیل جباری

 

كمان اره مويي به شكل u مي باشد و داراي 25 سانتيمتر طول برش مي باشد . گاهي اوقات بخاطر طول برش بيشتر دو عدد كمان اره مويي را به همديگر جوش داده «‌كمان دوبل» ساخته و از آن براي برش بلند استفاده مي كند .

 

مشخصات كمان اره مناسب :

1ـ سبك باشد   2 ـ فنر محكم داشته و زود قدرت فنري خود را از دست ندهد  ،‌3ـ داراي پيچ و خروسكي جنس خوب باشد كه در اثر باز و بسته شدن زود هرز نگردد.  ،  4ـ داراي دسته مناسب با دست هر شخص باشد.

چنانچه در نظر باشد طرحي يا شكلي در روي چوبهاي نازك يا صفحات چندلايي برش داده شود ، اين كار به وسيله اره كمان ميسر خواهد بود.

اين اره ها فرمهاي مختلفي دارند ، اما به طور كلي هرچه كمان نعلي شكل اره داراي طول بلندتري باشد ، ميدان وسيعتري را مي توانيد برش دهيد . بهترين نوع تيغه اي كه براي عمل بريدن مناسب است به «پاملخي» معروف است . براي بكارگيري اره كمان به مراحل زير توجه كنيد :

ـ يك سر تيغه را در ميان پيچ خروسك و كمان به صورتي قرار دهيد كه لبه برنده تيغه اره به سمت دسته اره باشد.

ـ پيچ خروسك را محكم كنيد .

ـ سر ديگر را به طوري كه با يك دست كمان اره را فشرده كرده ايد ، در داخل پيچ خروسك سمت ديگر قرار دهيد .

ـ قطعه كاري را كه در روي آن طرح مورد نظر را رسم كرده ايد ، در روي سطحي صاف قرار دهيد .

ـ چنانچه فرم يا شكلي در وسط قطعات كار وجود دارد ، مي توانيد ابتدا با سوراخ كردن داخل شكل به صورتي كه به طرح اصلي صدمه نزند و قرار دادن تيغه اره در داخل سوراخ و محكم كردن آن ، طرح را تا انتها برش دهيد.






معرق چوب
نوشته شده در
بازدید : 1010
نویسنده : اسماعیل جباری

 

معرق كاري : ( فرهنگ دهخدا )

 

ساختن يا نصب كاشي هاي معرق ، معرق كاري در قرن 6 هجري يعني در دوره سلجوقيان به سمت كمال رفت و بسيار متداول گرديد. در قرن هشتم هجري هنرمندان معرق كار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقي جلو افتادند .

 

 در اين قرن موفق شدند اجزايي را كه اشكال معرق از آنها تشكيل مي يابد كوچكتر كنند و لطيفترين و زيباترين اشكال بنائي و هندسي را در مجموعه اي از رنگهاي زيبا و براق كه جز در فنون و صنايع شرقي مخصوصاً ايراني ديده نمي شود نمايش دهند . مخصوصاً ارزاني معرق بيشتر موجب شيوع آن گرديد . زيرا هزينه ساختن معرقهاي لعاب صدفي دار بمراتب كمتر از هزينه آجرهاي كاشي مينايي بود و علت اين امر واضح است. زيرا در كاشي لازم بود پس از كشيدن رنگ و نقش يك بار ديگر آن را در كوره گذارند و اين عمل گذشته از هزينه اضافي كه داشت چندان مورد اطمينان نبود و چه ممكن بود كاشيها از كوره سالم بيرون نيايد ، صنعت معرق كاري در قرن هاي نهم و دهم هجري به منتهاي ترقي خود رسيد در اين دوره مراكز مهم معرق سازي شهرهاي اصفهان ، يزد ، كاشان ، هرات ، سمرقند و تبريز بود.

 

 

 در تاريخ ايران هنري كهن محسوب مي شود. زندگی انسان از نخستین دوران ،با هنر عجین بوده است و به تدریج که ادمی رشد و

تکامل یافته ،هنر نیز همزمان با او به صورتهای مختلف تعالی یافته است.تا کنون تعریف ها و نظر های گوناگونی درباره هنر ارائه شده است وآنچه که به وضوح از بررسی آنها قابل ذرک است ،این است که هنر بیان کننده حالت های  عاطفی و انعکاسهای  روحی انسان است که .به شکلهای متفاوت نمایان میگردد   

.هنر را از نقطه نظرزمانی میتوان به دوره های "کلاسیک"و "معاصر " تقسیم نمود

هنر های کلاسیک که ریشه در زندگی مردم دارند بر اصولی استوارند که مطابق با آداب و سنن و محیط زیست هر منطقه تولد ورشد یافته اند.این گونه هنر ها در ایران به مینیاتور،تذهیب ،  مینا کاری ، زری بافی ،خاتم کاری ،منبت و معرق کاری و...شهرت یافته اند که در کل به عنوان .هنر های سنتی" شناخته شده اند  "

 منبع \سایت آموزش معرق چوب ایران

 






💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران