پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
فیلمنامه ی کارتون و انیمیشن
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 1140
نویسنده : abrishamkohan

 

 
به نام خدا
آموزش فیلم نامه نویسی انیمیشن طنز:
منظور از طنز همان چیزی است که موجب خنده می شود این خنده باعث جذاب تر شدن کار و کمدی شدن آن می شود انیمشنی که هیچ نوع طنزی در آن نباشد بیشتر به یک فیلم جدی شباهت دارد و همچنین فیلمی که در آن طنز زیادی به کار برده شده باشد شباهت زیادی به انیمیشن دارد.
قبل از هرچیز این سوال پیش می آید که ما چرا می خندیم و چه چیز در صحنه های خنده دار وجود دارد که ما را وادار به خنداندن می کند
جواب در تناقض منطق است ما به هر چیزی که بیش از حد غیر منطقی و عقلانی باشد می خندیم البته اگر اغراق به حد کافی نباشد نمی توان به آن طنز گفت
مثلا در یک فیلم پلیسی اگر کاراگاه بگوید که این مظنون در ساعت چهار در جلوی پارک بود ولی در همان ساعت گزارش قتل او داده شد گرچه به نظر غیر منطقی می آید ولی در حقیقت جنبه ای معما گونه دارد و به اندازه ی کافی غیر منطقی نیست.
ولی در انیمشن ( امپراطور کوسکو )
کوسکو : شما چطور قبل از ما رسیدید اینجا؟
ایزما : اه ......کرانک ما چطور رسیدیم اینجا؟
کرانک : خودمم درست نمی دونم هر جور حساب کنی نمیشه.
این جملات خصوصا اگر با تصاویر آن ذکر شوند خنده دارند به خصوص که خود کاراکتر به غیر منطقی بودن آن اشاره می کند.
پس حال می دانیم که در نگاه دوم به کار های طنز باید چه چیز را مورد بررسی قرار دهیم حال به بررسی این قسمت می پردازیم
طنز به چند گروه تقسیم می شود
طنز نوشتاری و دیالوگی : در این نوع طنز دیالوگ ها و جملات غیر منطقی نقش تعیین کننده در طنز را ایفا می کنند نمونه های این نوع طنز را می توان در فیلم ها انیمشن ها داستان ها و روزنامه ها پیدا کرد.
طنز صحنه ای : در این نوع طنز صحنه ها به طور شگرفی غیر منطقی اند به گونه ای هستند که تناقض عحیبی در آن ها دیده می شود که موجب خنده می شود این نوع طنز به شدت دشوار بوده در ایران این نوع طنز کمتر دیده می شود و عموما تمام طنز ها به صورت دیالوگی هستند هر چند در انیمیشن های خارجی هم این امر به صورت کندی دنبال می شود که شاید این امر به علت پیچیدگی های دشوار صحنه های طنز باشد.
در این سبک عموما هر حرکت و واکنش مترادفی لغوی دارد که موجب خنده می شود.
طنز از نظر نوع ایجاد به چند دسته تقسیم می شود
طنز عمومی : همواره ایده های نو و نظرهای جالب وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرد هر نوع طنز جدیدی که نتوانیم در سبک های دیگر بگنجانیم در این سبک قرار می گیرند بر عکس سبک های عمومی دیگر بخش ها اکثر طنز ها در این قسمت جا می گیرند.
مانند صحنه از ( امپراطور کوسکو ) که به ایزما سند و مدرکی از وجود دایناسورها به علت کهولت سن او می گوید.
کلیشه ای : برخی از طنزها هر چه قدر هم که مورد استفاده قرار گیرند خسته کننده نیستند.
مانند سکوت جمع در جایی که باید تشویق کنند و آمدن صدای جیرجیرک.
به این نوع طنزها کلیشه ای می گویند یعنی به طور مکرر در فیلم های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند.
اغراقی : بزرگ نشان دادن مواردی که تا آن حد بزرگ نیستند باعث خنده می شود البته این امر باید به گونه ای باشد که اغراق قابل درک باشد به طور مثال در فیلم ( ارباب حلقه ها 1 ) شما از دیدن مجسمه های سنگی بزرگ نمی خندیدید چون در مورد آن ها در فیلم اغراق نشده اما به عظمت تابلوهای شهردار در فیلم ( هورتون ) و یا زیادی پله های کاخ جین در ( پاندای کونگ فو کار ) می توانید بخندید.
تاکیدی : اگر بتوانید از این نوع استفاده کنید خندار ترین نوع است در این نوع دقیقا همان تاکید غیر منطقی بودن صحنه به زبان آورده می شود البته اغراق باید به حد کافی ملموس باشد مثلا اگر در یک کارتون در پای تخته نوشته شود 2+2=5 قابل خنده نیست بلکه قابل تمسخر است ولی اگر چندین معادله و نظریه و... در پشت هم توسط یک استاد نوشته شود که در نهایت به این مظمون برسد این صحنه خنده دار است.
بازیافتی: این نوع را می توان پر کاربرد ترین نوع دانست گاهی اوقات ایجاد ایده های نو و جدید دشوار است برای همین از بازیافت استفاده می کنیدبه این مغنی که چند نکته ی ریز را در طنز قدیمی جابه جا می کنید جای چند کاراکتر را عوض می کنید و در نهایت به طنز جدیدی می رسیم که تنها شبیه طنز قدیمی است.
مثلا در انیمیشن کوتاه ( ماشین مایکی ) مایکی وارد ماشین می شود و به قصد دنده عقب ماشین را روشن می کند ولی ماشین با سرعت به سمت جلو می رود و تصادف می کند در صورتی که به طور کلیشه ای همه به قصد جلو رفتن گاز می دهند و به ماشین عقبی می زنند.
کلیشه ای بازیافتی : این نوع را هم می توان از پرکاربردترین ها دانست ولی مرز باریکی بین بازیافتی و کلیشه ای بازیافتی وجود دارد در بازیافت طنز یک طنز به طنز دیگر تبدیل می شود ولی در کلیشه ای بازیافتی موارد کلیشه ای سینما و انیمشن که جدی و اسطوره ای هستندهم به صورت طنز در می آیند.
فیلم (کونگ پو ) جز بهترین مثال ها برای این موارد است اگر فیلم های رزمی قدیمی مانند ( شمشیر زن یک دست ) و یا (پر طاووس ) نگاه کرده باشید متوجه نکات مشترکی می شود در این فیلم این نکات به سخره گرفته می شوند مثلا در یکی از صحنه های فیلم دوربین آنقدر روی قهرمان و طرف مقابل زوم و بک زوم می کند که صحنه ماهیت طنز به خود می گیرد.
و یا در صحنه ای دیگر قهرمان آنقدر قودا می گوید که از حال می رود.
مثلا در فیلم ( امپراطور کوسکو ) در صحنه ای که کرانک ما بین نجات کوسکو و انجام ماموریتش گیر کرده فرشته های خوبی و بدی ظاهر می شوند.
فرشته ی خوبی : تو که نمی خوای بزاری اون بمیره؟
فرشته ی بدی : به حرفای او گوش نکن اون می خواد تو رو به راه راست هدایت کنه ولی برعکس من می خوام گمراهت کنم
فرشته ی خوبی : ساکت شو
فرشته ی بدی : تو ساکت شو
فرشته ی خوبی : تو
فرشته ی بدی :تو
فرشته ی خوبی : تو
فرشته ی بدی :هزار تا تو
فرشته ی خوبی : ایییییه
فرشته ی بدی :خوب گوش کن ببین چی می گم من سه تا دلیل موسق دارم که تو نباید به حرف اون گوش بدی
یک او یه آلت موسیقی مسخره داره
فرشته ی خوبی : این یه چنگه و ما قبلا راجب این موضوع صحبت کردیم
فرشته ی بدی : خیله خوب اون یک چنگه اونم یه تی شرته
فرشته ی خوبی : ردا
فرشته ی بدی : خوب بیبین من می تونم بالانس برم
کرانک : اه این چه ربطی به موضوع داره
فرشته ی خوبی : نه نه اشتباه نکن ربط داره
که در اینجا این موضوع اسطوره ای که هر کس یک فرشته ی خوبی و یک فرشته ی بدی دارد به طنز تبدیل شده است
از این دو نوع طنز می توان در کنار هم استفاده کرد مثلا یک بار یک مورد کلیشه ای به یک طنز تبدیل می شود و بار دیگر این طنز به طنزی دیگر تبدیل می شود
طنز موسیقی : در این نوع عموما موسیقی نقش کمدی را دارد هر چند می تواند به صورت مکمل هم قرار گیرد مثلا برای کاری کوچک موسیقی حماسی زده می شود و یا در صحنه ای حساس هم زمان با خراب شدن صحنه موسیقی به سبک گرامافونی می ایستد.
در پایان باید بگویم که طنز اساسی ترین عنصر انیمشن است و بدون آن کار شما خشک و بسیار شبیه به فیلم خواهد بود هر چه طنز موجود در کار شما بیشتر باشد ارزش آن بیشتر خواهد بود مخاطبان هم انیمشنی را که پر از طنز های جالب باشد دوست دارند
اما همه ی مخاطبان همه ی طنز ها را درک نمی کنند و ممکن است به بعضی طنز ها نخندند چون منطق نقض شده ی این طنز ها را نمی فهمند شما به این مسائل فکر نکنید و به کار خود ادامه دهید حتی اگر چند نفر هم به این طنز بخنندند شما به هدف خود رسیده اید
همواره کارهای طنز مختلف از روزنامه و مجله گرفته تا فیلم و انیمشن و به خصوص انیشمیشن های کوتاه و بی کلام را مورد بررسی قرار دهید یک بار به آن ها بخندید و بار دیگر به عامل خنده توجه کنید.
منبع/IranianAnimation.com



طرح ایده
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 847
نویسنده : abrishamkohan

 

طرح یک ایده، با توجه به ماهیت ذهنی آن، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن، باید به بسیاری از این محدودیتها مثل قوانینی فیزیکی، حقوقی و ... توجه کرد. طرح ایده‌های نو، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد. این مطلب از کتاب داستان رابرت مک کی ترجمه محمد گذر آبادی چنین است که عناصر در داستان شامل واژه‌شناسی، ساختار، حادثه، صحنه، لحضه، سکانس، پرده، داستان، مثلث داستان، شاه پیرنگ، خرده پیرنگ، ضد پیرنگ، تفاوتهای صوری در درون مثلث داستان، پایانه‌های بسته در برابر پایانه‌های باز، کشمکش بیرونی در برابرکشمکش درونی، قهرمان منفرد در برابر تعدد قهرمان منفعل، زبان خطی در برابر غیر خطی، علیت در برابر تصادف، واقعیت پایداردر برابر واقعیت نا پایدار، تغییر دربرابر ایستائی، سیاست طرحی داستان، وبلاخره نویسنده باید بر فرم کلاسیک تسلط داشته باشد وبه چیزی که می نویسد ایمان داشته باشد واین کلید حل معمای طرح یا ایده می‌باشد .




تيغ اره مويي
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 1189
نویسنده : abrishamkohan

به سه مدل از نظر فرم دندانه تقسيم مي شود :

1ـ فلز بر : كه داراي دندانه هاي ريز و پشت سرهم مي باشد عموماً براي برش فلزات مانند مس و برنج بكار مي رود در معرق چوب براي برش صدف ـ خاتم ... و گاهي برش هاي ظريف مو مورد استفاده قرار مي گيرد.  

 

2ـ چوب بر : به آن تيغ اره مويي پا ملخي هم گفته مي شود و دندانه هاي آن به صورت زوج مي باشد. عموماً‌ براي برش چوب ها ـ صدف مصنوعي ـ فيبر مصنوعي مورد استفاده قرار مي گيرد.

3ـ گردبر : در دو نوع وجود دارد :

حالت اول : يك تيغ اره مويي فلز بر است كه تابيده به دور خود مي باشد. 

حالت دوم : يك تيغ اره مويي است كه دورتادور آن حالت الماسي دارد




كمان اره مويي
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 1049
نویسنده : abrishamkohan

 

كمان اره مويي به شكل u مي باشد و داراي 25 سانتيمتر طول برش مي باشد . گاهي اوقات بخاطر طول برش بيشتر دو عدد كمان اره مويي را به همديگر جوش داده «‌كمان دوبل» ساخته و از آن براي برش بلند استفاده مي كند .

 

مشخصات كمان اره مناسب :

1ـ سبك باشد   2 ـ فنر محكم داشته و زود قدرت فنري خود را از دست ندهد  ،‌3ـ داراي پيچ و خروسكي جنس خوب باشد كه در اثر باز و بسته شدن زود هرز نگردد.  ،  4ـ داراي دسته مناسب با دست هر شخص باشد.

چنانچه در نظر باشد طرحي يا شكلي در روي چوبهاي نازك يا صفحات چندلايي برش داده شود ، اين كار به وسيله اره كمان ميسر خواهد بود.

اين اره ها فرمهاي مختلفي دارند ، اما به طور كلي هرچه كمان نعلي شكل اره داراي طول بلندتري باشد ، ميدان وسيعتري را مي توانيد برش دهيد . بهترين نوع تيغه اي كه براي عمل بريدن مناسب است به «پاملخي» معروف است . براي بكارگيري اره كمان به مراحل زير توجه كنيد :

ـ يك سر تيغه را در ميان پيچ خروسك و كمان به صورتي قرار دهيد كه لبه برنده تيغه اره به سمت دسته اره باشد.

ـ پيچ خروسك را محكم كنيد .

ـ سر ديگر را به طوري كه با يك دست كمان اره را فشرده كرده ايد ، در داخل پيچ خروسك سمت ديگر قرار دهيد .

ـ قطعه كاري را كه در روي آن طرح مورد نظر را رسم كرده ايد ، در روي سطحي صاف قرار دهيد .

ـ چنانچه فرم يا شكلي در وسط قطعات كار وجود دارد ، مي توانيد ابتدا با سوراخ كردن داخل شكل به صورتي كه به طرح اصلي صدمه نزند و قرار دادن تيغه اره در داخل سوراخ و محكم كردن آن ، طرح را تا انتها برش دهيد.




معرق چوب
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 1018
نویسنده : abrishamkohan

 

معرق كاري : ( فرهنگ دهخدا )

 

ساختن يا نصب كاشي هاي معرق ، معرق كاري در قرن 6 هجري يعني در دوره سلجوقيان به سمت كمال رفت و بسيار متداول گرديد. در قرن هشتم هجري هنرمندان معرق كار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقي جلو افتادند .

 

 در اين قرن موفق شدند اجزايي را كه اشكال معرق از آنها تشكيل مي يابد كوچكتر كنند و لطيفترين و زيباترين اشكال بنائي و هندسي را در مجموعه اي از رنگهاي زيبا و براق كه جز در فنون و صنايع شرقي مخصوصاً ايراني ديده نمي شود نمايش دهند . مخصوصاً ارزاني معرق بيشتر موجب شيوع آن گرديد . زيرا هزينه ساختن معرقهاي لعاب صدفي دار بمراتب كمتر از هزينه آجرهاي كاشي مينايي بود و علت اين امر واضح است. زيرا در كاشي لازم بود پس از كشيدن رنگ و نقش يك بار ديگر آن را در كوره گذارند و اين عمل گذشته از هزينه اضافي كه داشت چندان مورد اطمينان نبود و چه ممكن بود كاشيها از كوره سالم بيرون نيايد ، صنعت معرق كاري در قرن هاي نهم و دهم هجري به منتهاي ترقي خود رسيد در اين دوره مراكز مهم معرق سازي شهرهاي اصفهان ، يزد ، كاشان ، هرات ، سمرقند و تبريز بود.

 

 

 در تاريخ ايران هنري كهن محسوب مي شود. زندگی انسان از نخستین دوران ،با هنر عجین بوده است و به تدریج که ادمی رشد و

تکامل یافته ،هنر نیز همزمان با او به صورتهای مختلف تعالی یافته است.تا کنون تعریف ها و نظر های گوناگونی درباره هنر ارائه شده است وآنچه که به وضوح از بررسی آنها قابل ذرک است ،این است که هنر بیان کننده حالت های  عاطفی و انعکاسهای  روحی انسان است که .به شکلهای متفاوت نمایان میگردد   

.هنر را از نقطه نظرزمانی میتوان به دوره های "کلاسیک"و "معاصر " تقسیم نمود

هنر های کلاسیک که ریشه در زندگی مردم دارند بر اصولی استوارند که مطابق با آداب و سنن و محیط زیست هر منطقه تولد ورشد یافته اند.این گونه هنر ها در ایران به مینیاتور،تذهیب ،  مینا کاری ، زری بافی ،خاتم کاری ،منبت و معرق کاری و...شهرت یافته اند که در کل به عنوان .هنر های سنتی" شناخته شده اند  "

 منبع \سایت آموزش معرق چوب ایران

 




شخصیت پردازی
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
بازدید : 1162
نویسنده : abrishamkohan

شخصیت های خوب اساس موفقیت فیلم نامه است .

بدون شخصیت ماجرایی وجود نخواهد داشت !!                                     

شخصیت چیست ؟!

در جواب می توان گفت که شخصیت عبارت است از کارهایی که می کند نه از آنچه می گوید !!




نیایش
نوشته شده در سه‌شنبه 19 شهریور 1392
بازدید : 954
نویسنده : abrishamkohan

خدایــــا بنده ای   درد    آشنـــایم

به سر افتاده ای بی دست و پایم

 

ز غمـــــها سینه ام دریاست دریا

گــــــواهم گـــریه های هــــایهایم

 

به  درگــــــاه  تو  مینـالم به زاری

مــــرا بـگـــذار با ایــن نـــاله هایم

 

مــــرا در آتــــش عشقت بــسوزان 

مکن زین شعله ی سرکش رهایم

 

از ایــــن آتـش دلم را پر شرر کن  

بسوزان ، سوز دل را بیشتر کن

 

به آه  در  گلـــو  بشکسته ســوگند

به سوز سینه های خسته سوگند

 

به غـــــم پرورده ی محنت نصیبی

که در خون جگر بنشسته سوگند

 

به اشــــک مــادری کز داغ فرزند

فرو ریزد به رخ پیوسته ، سوگند

 

به بیماری که در هنگامه ی مرگ

بر آید نــاله اش آهسته ، سوگند

 

به  آن  بـــرگشته  ایــــام  نگون بخت

که راهش از همه سو بسته سوگند

 

مرا در بیکسی پیوسته کس باش

بوقت نــــاله هـــا فریــاد رس باش

 

به بی پــــاىٔی کـــه  در راهی خــزیده

به بیدستی که دست از جان کشیده

 

به محرومی که نالد در شب تار

ز غمـــــها جان او بر لب رسیده

 

به آن بیـــــمار دار شــب نخفته

که ریزد اشک محنت تا سپیده

 

به ناکامی که در شور جوانی

به خـــاک ســرد گوری آرمیده

 

به پیـــر خسته جــان مستمندی

که پشتش در تهیدستی خمیده

 

به آن طفل یتیم بی پناهی

که   لبــخند محبت را ندیده

 

بده دستی که دستی را بگیرم

ز خجلت پیش محتاجان نمیرم

 

قسم بر دستـــــگاه کبـــریاىٔی

قسم بر شوکت عرش خداىٔی

 

قسم بر بینوای سیر چشمی
که   دارد صـــد نـوا در بینواىٔی

 

قسم بر گلرخ عاشق نوازی

که در او نیست رنگ بیوفاىٔی

 

قسم بر مادری کز هجر فرزند

بود گریان به شبهای جداىٔی

 

قسم بر دختری کز راه پرهیز

شکیباىٔی کند در پارســاىٔی

 

دو رنگی را ز جان من جدا کن

دلـــم  را  با محبت آشنـــا کن

 

شاعر : مهدی سهیلی 




انیمیشنی
نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور 1392
بازدید : 499
نویسنده : abrishamkohan




سهراب سپهری
نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور 1392
بازدید : 1011
نویسنده : abrishamkohan

و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت

و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد

و بدانیم که پیش از مرجلن خلائی بود در اندیشه ی دریاها

مرگ پایان یک کبوتر نیست

مرگ وارونه ی یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است

گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد

و همه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است




با آن ده چه کردی؟ (از کتاب مکتوب قلندران)
نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور 1392
بازدید : 1429
نویسنده : abrishamkohan

درویشی به به در دیهی[1] رسید جمعی کدخایان را دید آن جا نشسته، گفت چون چیزی بدهید وگرنه با شما نیز آن کنم که با آن دیگر کردم. ایشان بترسیدند گفتند مبادا این ولیّی یا ساحری باشد و خرابیی از او به ما رسد. آنچه خواستند بدادند. بعد از آن از او پرسیدند که که با آن ده دیگر چه کردی؟ گفت آن جا سوال کردم هیچ به من ندادند، آن ده رها کردم و این جا آمدم اگر شما نیز چیزی به من نمی دادید این ده رها می کردم و ده دیگر دیگر می رفتم.

(عبید زاکانی)

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران